"زندگی مشترک آقای محمودی و بانو" بی اغراق و به دور از هر نوع هیجان زدگی و بازی های زبانی، یکی از آثار یک دست و قابل دفاع سینمای این روزهای ایران است.

روزگار دلشوره و بی قراری

نگاهی به "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو"


"زندگی مشترک آقای محمودی و بانو" بی اغراق و به دور از هر نوع هیجان زدگی و بازی های زبانی، یکی از آثار یک دست و قابل دفاع سینمای این روزهای ایران است.

زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

 این برجستگی چه از حیث معنا و سر و ریخت داستان گویی و چه از منظر فرم و تکنیک و تصویر پردازی قابل رد گیری است. از منظر محتوا اثر تازه روح ا.. حجازی در همان مسیری گام بر می دارد که ساخته پیشین او یعنی "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" حرکت می کرد مسیری که پرداخت به مسئله جدی و مهم دست و پا زدن میان کنار آمدن با مدرنیته و وفادار بودن و نبودن به باورهای درست و غلطی که ریشه در سنت دارند را تداعی می کرد .

حالا بعد از دیدن دو اثر بلند سینمایی و چندین اثر تلویزیونی از روح ا... حجازی و همکار فیلمنامه نویسش علی طالب آبادی می توان ادعا کرد که ترکیب این دو به ساختار و سر و شکلی منجسم و و هدفمند در فیلمنامه نویسی دست پیدا کرده اند. بررسی لایه لایه آثار حجازی موید این ماجرا خواهد بود که تمام تلاش او در این جهت است که ماهیت هندسی و به شدت در هم تنیده و در عین حال کم زایده فیلمنامه ها و فیلمهایش را به عنوان نخ تسبیح کارش و در قامت ستون فقرات اثر حفظ کند. روح ا... حجازی در "زندگی آقای محمودی وبانو " به مرحله از رشد یافتگی رسیده که میتوان ادعا کرد ماهیت هندسی مورد علاقه او در فیلمسازی در جمیع جهات در این اثر قابل رد گیری است. انتخاب عنوان فیلم ، انتخاب محل وقوع داستان و سر و شکل لوکیشن ، جنس شخصیت های کمینه و نمونه اثر و سر و ریخت رفتاری و فکری آنها، موقعیت های که شخصیت ها در آن قرار می گیرند و نحوه کنش و واکنش آنها به محرک های بیرونی ، نحوه دیالوگ نویسی و میزان و حجم دیالوگ هایی هر شخصیت در فیلم و تمام جزییاتی که کلیتی تحت عنوان فیلمنامه و در مرتبه ای کامل تر اثر سینمایی را شکل میدهند همه و همه در جهت همان نظم هندسی مد نظر فیلمساز و فیلمنامه نویس است.

زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

یکنواختی و همنشینی فرم و محتوا در "زندگی آقای محمودی و بانو" کمک بسیار زیادی به انتقال و بیان بصری همراهی برانگیز معنای پر کشش و پر کنتراست فیلم و کشمکش دورنی و بیرونی شخصیت ها با خود و دنیای اطرافشان کرده است. نور پردازی پر کنتراست و بهره گیری معنادار از رنگ و نور و شیوه قاب بندی تصاویر در "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو" صرفا کارکردی زیبایی شناسانه و یا ذوق ورزانه ندارد و حتما و قطعا در کنار چشم نواز بودن در خدمت انتقال محتوای داستان به کار گرفته شده است. این همه در جهت همان اصل است که در بالا قید شد و آن اینکه تنها در حالتی میتوان نتیجه اجرای فیلمنامه به شدت هندسی فیلم را قابل اعتنا دید که کارگردان یاثر هم بر عهده خود حجازی باشد.اینجاست که تکنیک و فرم بصری به مدد فیلمنامه نویس می اید و فیلمنامه از قالبی خشک و قاعده مند اما حساب شده به اثری بی زاویه و همراهی برانگیز تبدیل میکند.

روح ا.. حجازی با تکیه بر ایده پر کشش و در عین حال قابل درک برای مخاطب این روزهای سینمای ایران یعنی کشاکش درونی وبیرونی شخصیت ها پشت سر گذاشتن مرحله گذار از سنت به مدرنیته و رنج و محنت هایی که دراین مسیر متحمل می شوند ساختار کلی اثرش را شکل داده است. برجسته ترین مشخصه ای که حجازی و طالب آبادی به عنوان ایده پرداز و فیلمنامه نویسان اثر دستمایه کار قرار داده اند مسئله تمامیت خواهی برخواسته از دل بستگی به سنتها و تمایل به حفظ مولفه های منطبق با منافع شخصیتها و عدم تمایل آنها برای از دست دادن امتیازهایی که در اثر پایبندی به سنت ها به دست آورده اند و همزمان تمایل به در اختیار گرفتن هر انچه در اثر تغییر و درگردیسی های ناشی از رویکرد مدرن به زندگی است. در واقع شخصیت های دنیای اثر حجازی از یک سو برای حفظ امتیازاتی که در اثر اعتقاد به سنت و و همزمان تمایل به مدرنیزم به دست آورده اند با خود و دنیای اطراف می جنگند و از سوی دیگر انرژی بسیار زیادی را صرف کنار امدن و مقابله با مقاومت درونی برای دگردیسی و تغییر و تحول تام و تمام در تمام ساحت های فکری، رفتاری، ارزشی و گفتاری می کنند.

روح ا.. حجازی با تکیه بر ایده پر کشش و در عین حال قابل درک برای مخاطب این روزهای سینمای ایران یعنی کشاکش درونی وبیرونی شخصیت ها پشت سر گذاشتن مرحله گذار از سنت به مدرنیته و رنج و محنت هایی که دراین مسیر متحمل می شوند ساختار کلی اثرش را شکل داده است.

در مجموع تفاوت چندانی میان درگیری های ذهنی حاج منصور، محدثه، ساناز و رامتین وجود ندارد. همه این شخصیت ها فارغ از اینکه تا چه میزان به مدرنیزم مدنظرشان نزدیک شده اند یا تا چه میزان تمایل به دور شدن از سنتها را دارند درجستجوی ایستگاه امن روحی و فکری برای رسیدن به آرامش دست و پا می زنند و تنها چیزی که بدست نمی آورند آرامش است که خب شاید خصوصیت ذاتی شرایط عبور از مرحله گذار فکری و روحی باشد.برای درک بهتر فضای فکری حاکم بر فیلمنامه "زندگی مشترک ..." می توان به یکی از دیالوگ های کلیدی اثر اشاره کرد آنجا که بحث در مورد چگونگی تغییر و تعمیر خانه قدیمی به جای مانده از مادربزرگ مرحوم در میان است. دراین دیالوگ ساناز می گوید: "باید این دیوار رو برداریم اصن همه دیواررارو باید برداریم" محدثه به عنوان شخصیت مقابل او می گوید: "دیوارارو برداریم جاش چی بذاریم ..." در این میان رامتین می گوید: "این دیوارا سقف رو نگه داشتن دیوارا رو برداریم سقف رو چی کار کنیم؟" ساناز با بی قیدی و سرخوشی مختص خودش در پاسخ می گوید : "ستون میزنیم" رامتین می گوید: "میدونی چندتا ستون باید بزنیم تا بتونه این بار رو تحمل کنه ؟" ساناز بی محابا پاسخ می دهد: "هرچندتا که لازمه ده صدتا و ... "

زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

موتور محرک اصلی داستان فیلم تناقض نفس گیر و کمشکش درونی شخصیت ها با داشته های قبلی و حقایق موجود است.تمام شخصیت های داستان "زندگی مشترک ..." پیش از آنکه با رخدادهای بیرونی و شخصیت های اطراف در کشمکش باشند با دنیای ذهنی خودشان دست در گریبانند. حجم بالای تناقض و تضاد در منش و روش فکری و رفتاری این شخصیت ها آن قدر بالاست که مجال تعقل و تفکر را از آنها گرفته و آنها را به مرحله ای رسانده که تنها می‌دانند از وضع موجود ناراضی‌اند ولی در مورد اینکه کدام وضعیت می تواند رضایت خاطرشان را فراهم آورد هیچ نمیدانند. کنار هم قرار گرفتن این شخصیت‌ها در خانه آقای محمودی صرفا باعث برون ریز این منویات و تناقضات و درگیرهای ذهنی می شود، ورنه شخصیت های ابتدا و انتهای فیلم تغییر محسوسی در مسیر تحول و رسیدن به نقطه متفاوت از آنچه درابتدا در ان قرار داشته اند را تجربه نمی‌کنند. تنها دست آورد آنها آشنایی خودشان با کشمکش های فکری و ذهنی یکدیگر و در نهایت بازگشت به استیصال و انفعال و سرگیجه ابتدایی است.

ماحصل همراهی و همسویی با "زندگی مشترک آقای محمودی وبانو" آسیب شناسی شیوه تصمیم گیری و تصیمیم سازی بر پایه  تمامیت خواهی و در عین بی اطلاعی و سردرگمی طیف وسیعی از جامعه ایرانی که مسیر گذر از سنت به مردنیته را برگزیده اند است. رویکردی که تلاش دارد تا همانطور که ساناز در مرحله از فیلم خطاب به رامتین می گوید شمایلی شتر گاو پلنگ گونه از شکل رفتاری اطرافیان برای خود ترسیم کنند و بر مبنای مدلی ذهنی و توقعاتی که نه در سنت ریشه دارند  و نه در مدرنیزم با کشمکش مدام با خود و محیط بیرون دست و پنجه نرم کنند. حکایت "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو" حکایت استیصال نارضایتی مدام از خود و محیط اطراف و کلنجار رفتن همیشگی با ذهنیات و روحیاتی است که چون ریشه در واقعیت ندارند اثری جز عدم آرامش مدام برای آنها در پی ندارد.

محمدرضا مقدسیان

بخش سینما و تلویزیون تبیان


مطالب مرتبط:

چمران درسایه چمران

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه